به گزارش خبرگزاری حوزه، خروج آمریکا از شورای حقوق بشر با این توجیه که این شورا علیه اسرائیل جانبداری دارد و ادبیات آن نیز ضد آمریکایی است، نشان داد که فراتر از قانون جنگل ما با امپریالیسم تمدنی به شکل خالص و عیان آن روبرو هستیم.
اما پرسش اصلی اینجاست که به راستی امپریالیسم تمدنی به چه معناست و واجد چه مؤلفههایی میباشد!؟
آنچه از برآیند نظرات علمی و فنی صاحبنظران به دست میآید این است که امپریالیسم تمدنی، یکی از شکلهای نوین و پیچیده سلطه در جهان مدرن به شمار میرود که در آن، تسلط یک قدرت بر دیگران نه صرفاً به واسطه قدرت نظامی و استعمار فیزیکی بلکه با ابزار فرهنگ، ارزشها، الگوهای زیست، دانش، زبان و سبک زندگی اعمال میشود.
معیارِ تحمیلی توسعه و عقلانیت
در این نوع از امپریالیسم که تمدن غرب به سرکردگی آمریکا پرچمدار آن است، خود را به عنوان معیار «پیشرفت»، «مدرنیته»، «عقلانیت» و «توسعه» معرفی میکند و دیگر تمدنها و فرهنگها را به حاشیه میراند یا وادار میسازد تا برای توسعهیافتگی، شبیه آن کانون مسلط شوند.
بنابر این مشخص می شود که در اینجا سخن از هژمونی فرهنگ به معنای تسخیر اعماق ذهن و فرهنگ است و نکته جالب توجه این که؛ برخلاف امپریالیسم گذشته و سنتی که هدف اصلیاش تسخیر سرزمین و استخراج منابع زیرزمینی بود، در امپریالیسم تمدنی، هدف تسخیر نظام باورها، اراده ها، ارزشها، ذائقه و سبک زندگی انسانها در سرتاسر کره خاکی است تا به این واسطه جوامعِ هدف، به صورت داوطلبانه الگوهای نظام سلطه را بپذیرند.
یکی از شاخصههای بارز همین پدیده، یکیپنداریِ بحث توسعه و مدرنیته با فرهنگ و تمدن غربی است. در واقع در این گفتمان، هر جامعهای که بخواهد پیشرفت کند، ناگزیر از آن است که همه ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، آموزشی و حتی ساختار حقوقی خود را با الگوهای غربی تطبیق دهد و در عین حال با واپسگرایی، سنتهای بومی خود را عقبمانده بپندارد.
انحصار در تولید علم، معنا و روایت
قدرتهای حامی امپریالیسم تمدنی، انحصار تولید دانش، نظریههای علمی، رسانههای فراگیر، سینما، اینترنت و نظامهای آموزشی را در دست دارند. آنها در واقع از این طریق، روایت خود از تاریخ، حقوق بشر، زن، آزادی و پیشرفت را به عنوان «روایت جهانی و مطلق» به دیگر ملتها دیکته میکنند.
از سوی دیگر این نوع امپریالیسم بهطور سیستماتیک به دنبال بیارزش کردن تاریخ، زبان، ادبیات، اسطورهها و مؤلفههای هویت ملی و دینی جوامع پیرامونی است تا از این طریق، مقاومت فرهنگی را تضعیف کرده و انسانها را به مصرفکنندگانِ بیجیره و مواجبِ محصولات فرهنگی خود تبدیل کند.
مشروعیتبخشی به مداخله نظامی
امپریالیسم تمدنی اغلب رفتارهای مداخلهجویانه، تحریمها یا حتی جنگهای خود را با پوشش مفاهیمی همچون «دفاع از حقوق بشر»، «توسعه و تثبیت دموکراسی»، «دفاع از حقوق زنان» یا «مبارزه با تروریسم و استبداد» توجیه میکند و بدین وسیله به دروغ خود را منجیِ بشریت جلوه میدهد.
بر این اساس متوجه میشویم که امپریالیسم تمدنی فرآیندی است که در آن سلطه، شکلِ نامحسوس، نرم و درونی به خود میگیرد، آن هم به نحوی که جوامعِ تحت سلطه، بدون احساس اجبار فیزیکی، ارزشها و هنجارهای قدرت مهاجم را به عنوان ارزشهای برتر و مطلوب خود میپذیرند.
راهکارهای مقابله با امپریالیسم تمدنی
مقابله با امپریالیسم تمدنی بیش و پیش از هر چیز دیگری، نیازمند یک استراتژی جامع، همهجانبهنگر و هوشمندانه است که از درون فرهنگ خودی بجوشد و در عین حال تحولات جهان مدرن را به دقت رصد کند.
در همین خصوص و به منظور صیانت از فرهنگ، مکتب و هویت ایرانی و اسلامی در برابر این هجمه نرم، باید به این نکات به طور جدی از منظر راهکار عملیاتی توجه داشت؛
۱- تقویت و بازآفرینی هویت تاریخی و دینی
بدون تردید نخستین خاکریز در برابر امپریالیسم تمدنی، خودآگاهی تاریخی و فرهنگی است. بر این اساس معتقدیم که شناخت عمیق ریشههای تمدن ایرانی و آموزههای پویای اسلامی به مخاطب عام و به ویژه نسل جوان جامعه ما کمک میکند تا در مواجهه با فرهنگهای مسلط، دچار خودباختگی نشوند و اصالت خود را حفظ کنند.
۲- توسعه تفکر انتقادی در نظام آموزشی
ناظر به اهمیت و ضرورت بحث سواد رسانه ای باید تأکید کرد که آموزش نسل جدید می بایست بهگونهای باشد که آنها هر محتوا، روایت و الگویی را بدون تحلیل نپذیرند. به دیگر سخن، پرورش تفکر انتقادی به دانشآموزان و دانشجویان کمک میکند تا پشت پردهی جذابِ محصولات فرهنگی غرب را ببینند و تسلیم پیامهای پنهان آن نشوند.
۳- تولید محتوای فاخر، بومی و جذاب:
از سوی دیگر باید توجه داشت که نمیتوان با دستور و منعِ صرف در برابر هجمه رسانهای ایستاد، بلکه در این راستا نیازمند هوشمندی به خصوص در زمینه تولید محتوای جذاب و اثرگذار هستیم؛ در واقع راهکار اصلی، تولید محصولات فرهنگی، سینمایی، انیمیشن، بازیهای رایانهای و ادبی باکیفیت و متناسب با ذائقه نسل امروز است که بتواند با محصولات جهانی رقابت کرده و در عین حال مدافع فرهنگ خودی و روایتگر ارزشهای جامعه ما باشد.
۴-لزوم شناخت ماهیت و ابعاد مدرنیته
صدالبته که بهجای انفعال یا موضعگیری تدافعیِ صرف در مواجهه با امپریالیسم فرهنگی، باید با دانش مدرن و دستاوردهای علمی جهان روبرو شد؛ به این معنا که آنها را شناخت، نقد کرد و از ابعاد مثبت تکنولوژیک و عقلانی آن در جهت پیشرفت کشور بهره بُرد، بدون اینکه تسلیم مبانیِ فکری و فلسفی مهاجم شد.
۵-ضرورت توجه جدی به مقوله عدالت اجتماعی
از آن جا که یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ امپریالیسم تمدنی، برجستهسازی ناکارآمدیها در جوامع پیرامونی است، لذا هرچه نظام حکمرانی در زمینهی عدالت اجتماعی، رفاه عمومی، آزادیهای مشروع و پیشرفت علمی موفقتر عمل کند، سرمایه اجتماعی و تعلق خاطر مردم به فرهنگ و مکتب خودی بیشتر شده و بدین طریق از میزان و حوزه نفوذ فرهنگی دشمنان کاسته میگردد و این همان نکته مهمی است که امام و رهبر شهیدمان بارها در رهنمودها و فرمایشات خویش بدان تأکید میکردند.
گزارش از: سید محمدمهدی موسوی










نظر شما